نقش واسطه‌ای گرایش به کارآفرینی در رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمان (مطالعه موردی مدیران بانک‌های سپه استان لرستان)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی،واحد کرمانشاه،دانشگاه آزاد اسلامی،کرمانشاه،ایران.

چکیده

این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه‌ای گرایش به کارآفرینی در رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش شامل حدود 600 نفر از مدیران عالی، میانی و عملیاتی (رؤسای شعب) بانک‌های سپه استان لرستان در سال 1397 بودند. روش نمونه‌گیری از نوع تصادفی و حجم نمونه 234 نفر با استفاده از جدول مورگان و کرجسی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های گرایش به کارآفرینی رابینز و کولتر، مدیریت استرتژیک منابع انسانی بوسلی و ویل و عملکرد سازمان هرسی و گلداسمیت بود که روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب-نظران، روایی صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و روایی سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصلاحات لازم روایی مورد تأئید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسشنامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای گرایش به کارآفرینی 88/0، مدیریت استرتژیک منابع انسانی 78/0 و عملکرد سازمان 83/0 بر آورد شد. از آزمون‌های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که گرایش به کارآفرینی نقش واسطه‌گری بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد سازمان دارد. همچنین، 32 درصد از تغییرات واریانس نمرات عملکرد سازمان با واسطه‌گری گرایش به کارآفرینی توسط متغیر گرایش به کارآفرینی قابل تبیین است. در مجموع، می‌توان گفت که مدیریت استراتژیک منابع انسانی از طریق گرایش به نوآوری می‌تواند عملکرد سازمانی را بهبود دهد.

کلیدواژه‌ها